|
عــــــــــــــــــشق ممنـــــــــوع | ||
|
يارب عجب حالي را در وجود من گذاشته اي حالي كه مرا توان گفتنش نيست گوشي را ياراي شنيدنش نيست حالي كه مرا با خود مي برد همچون ذره اي خاشاك كه بوسه نسيم او را به هر كنجي مي كشاند حالي كه فرصت تفكر را از مغز پوچ من گرفت حال رنجورم راچگونه درمان كنم در حالي كه نمي دانم كي و چگونه گرفتارش شدم حالي كه حتي خودم هم نمي دانم كه دردم چيست و ناله ام از كيست دشمني چون خودم يافت نشد خداي من فقط تو ميداني كه در وجودم چه مي گذرد ...
[ دوشنبه 04 اردیبهشت 1391 ] [ 22:30 ] [ no-love74 ]
|
||
| [ طراحي : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin.ir ] | ||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید